تبليغاتX
مربای مربع

مربای مربع

حصار

 

 

من همسفر پیاده ی تنهایی

تن را زده ام به جاده ی تنهایی

وقتیکه خودش رفت مرا هم ببرد

آن سوی حصار ساده ی تنهایی

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

 

  آنات منتشر شد ...

نخستین سایت تخصصی شعر کوتاه ایران و جهان
با همکاری جمعی از بهترین های شعر کوتاه امروز ایران
 
تحریریه سایت
 
 دبیر بخش شعر سپید و نیمایی کوتاه: سید علی میر افضلی
دبیر بخش هایکو: عباس حسین نژاد
دبیر بخش دوبیتی: سید حبیب نظاری
دبیر بخش رباعی:جلیل صفربیگی
دبیر بخش خسروانی و سه گانی:دکتر علی رضا فولادی
دبیر بخش شعر کوتاه طنز:مصطفی حسن زاده
دبیر بخش سه خشتی: علی رضا سپاهی لایین
دبیر بخش لیکو: منصور علیمرادی
دبیر بخش موتو:حسن اربابی
دبیر بخش شعر کوتاه کردی:ظاهر سارایی
دبیر بخش ترجمه شعر کوتاه کردی عراق و ترکیه: بابک صحرانورد
دبیر بخش شعر کوتاه یزدی:علی رضا تربتی
دبیر بخش شعر کوتاه کهکیلویه و بویر احمد(یاریار):حسن بهرامی
دبیر بخش شعر کوتاه عربی:مرتضی حیدری آل کثیر
دبیر بخش بایاتی: حمید واحدی
دبیر بخش اسا شعر:جلیل قیصری
دبیر بخش شعر کوتاه گیلکی:الهام کیان پور
دبیر بخش دوبیتی دشتی و دشتستان:حسین میدری
دبیر بخش شعر کوتاه انگلیسی:دکتر سیامک بهرام پرور
دبیر بخش شعر کوتاه فرانسه:گلاره جمشیدی
دبیر بخش شعر کوتاه ترکیه:نسرین فخیمی
دبیر بخش ترجمه شعر کوتاه آلمان:مرتضی محروقی
دبیر بخش شعر کوتاه افغانستان:سیدحسن مبارز
دبیر بخش گفتگو:مریم اسدیان
دبیر بخش کتاب:مرمرالفت
دبیر بخش نقد:عطا منصوری
دبیر بخش خبر:وهید باقری
 دبیر تحریریه:جلیل صفربیگی
 
 
 
ارسال آثار:
 
 

 

 

چند رباعی از من در  آنات

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

ساحل

 

ساحل که تو باشی،آسمان تن پوشت

دریا و تمام موج ها مدهوشت

صبح تو عجیب نیست آغاز شود

با خودکشی نهنگ در آغوشت

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

سلامی دوباره خواهم داد ...

 


سلام به همگی

بعد از مدتها دوباره اومدم

به افتخار استاد و همکلاسیهای عزیزم

و به افتخار پاییز:


طعم تو به گیلاس رسیده امشب

مانند تو هیچکس ندیده امشب

لب های رسیده ات مرا می خوانند

می چینم تا کسی نچیده امشب


با هیچ کسی نگو از اندوه خودت

بر دوش بگیر بار انبوه خودت

هر جا بروی وصله ی ناجوری تو

ای مرد بمان پشت همین کوه خودت


رفتند از این خانه گروهی دیگر

باید که بر او دمید روحی دیگر

وقت است خدا دوباره مبعوث کند

بر پیکر این خرابه نوحی دیگر


چندیست که جای رد پایم خالی ست

فریاد که میزنم صدایم خالی ست

هر روز قرار می گذارم با خود

اما سر هر قرار جایم خالی ست

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

ک

 

از کوچه به کوچه دائما در گذریم

مابین تمام درب ها دربه دریم

پشت سر هم بر در بسته خوردیم

انگار من و کلید از یک پدریم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

دنیا

 

دنیا اثری از عشق موعود نداشت

عشقی که مرا سوخت بجز دود نداشت

دیدیم که اشرفیت مخلوقات

یک اشرفی سیاه هم سود نداشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

 

 

خالق که ترا ساخت ، مرا یادش رفت

شاعر به تو پرداخت ، مرا یادش رفت

دل که همه ی دار و ندارش بودم

چشمی به تو انداخت ، مرا یادش رفت

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

 

یک نیمه ی عمر در پریشان حالی ست

یک نیمه شبیه خواب ها ،  پوشالی ست *

چشمش به کدام نیمه باید باشد

وقتی که تمام حجم لیوان خالی ست  

 

 

* با تشکر از راهنمایی دوستان و حسب الامر اصلاح شد .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

سه گانه اول

 

۱

در حوصله ام شعر ندارم ، خالیست

در بقچه ی تقویم ، بهارم خالیست

دور و برم از حس تو سرشار ، ولی

جای تو همیشه در کنارم خالیست

 

۲

چشمان تو وحشیند و خود آرامی

عین خود اسطوره ولی گمنامی

با آمدنت معجزه از مد افتاد

تو شکل مدرنیزه ی یک الهامی

 

۳

اینطور نبین که خسته و بی ثمریم

افتادن برگ خویش را می نگریم

هر چند که ریشه های ما در خاک است

پایش برسد از همه گنجشک تریم

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  | 

 

ر

 

هر روز که در حال عبوریم از هم

 دلواپس حرف های زوریم از هم

تا کی خودمان را به نفهمی بزنیم؟

 باید بپذیریم که دوریم از هم

 

 

ز

 

حالا که من از خاطره ها لبریزم

هر صبح دوباره تازه برمی خیزم

بانوی غزل به دست ، سنگم نزنید

من دوست ندارم از شما بگریزم

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حیدر شکری زاده  |